جنگ یا صلح
مردم ایران در چنبره امپریالیسم و ارتجاع گرفتارند، اما تسلیم خواسته های آنان نخواهند شد
در چند دههٔ گذشته توده مردم میان دو نیروی متضاد امپریالیسم و ارتجاع گرفتار آمده اند: از خارج، امپریالیسم جهانی به رهبری آمریکا که منافع ژئوپلیتیک و اقتصادی خود را به بهای زیرپاگذاشتن استقلال و رفاه ملل دیگر دنبال می کند؛ و از داخل، ارتجاع مذهبی تحت عنوان جمهوری اسلامی ایران که برای تداوم قدرت، چندین دهه است آزادیهای فردی ، اجتماعی، معیشت مردم و جان آنهارا قربانی کرده است.
امپریالیسم امریکا در چند دهه گذشته بخاطر حفظ منافع اش فجایع زیادی ببار آورده است. نمونه ها بسیارند، بطور مثال از جنگ ویتنام تا کودتای شیلی، گواتمالا، و کودتای ۲۸ مرداد درایران که به برکناری دکترمحمد مصدق و استقرار رژیم دست نشانده محمدرضا پهلوی انجامید. هدف آمریکا درایران تضعیف مشروعیت هرنوع حکومت مردمی، تقویت نفوذ خارجی بر ایران و کنترل منابع نفتی، سرکوب نخبگان، نیروهای چپ و دمکرات بود که طرح ریزی و اجرا شد.
در تمام موارد، دخالت آمریکا در سایر کشورها جز قلع و قمع و ویرانگری ثمره ای ببار نیاورده است. آخرین نمونه های لشکرکشی آمریکا در کشورهای عراق ، لیبی، افغانستان و سوریه ثابت میکند بعد از یورش نظامی آمریکا در کشورهای یاد شده، نهادهای دولتی فروپاشید، خشونت و فرقه گرایی رواج یافت، ظهور گروههای افراطی به امری متداول درآمد و بهای سنگین اقتصادی و انسانی کمرشکنی را به مردم این کشورها تحمیل نمود. اگر در کشورهایی نظیر ایران وکوبا تاکنون بدلایل ترس از عواقب حمله نظامی و منطقه ای نتوانسته نیرو پیاده کند با اعمال تحریمهای بلندمدت و کاهش دسترسی به دارو و تجهیزات پزشکی و تضعیف اقتصاد، پیامدهای غیرانسانی جبران ناپذیری را به مردم این کشورها تحمیل کرده است.
علی رغم حضور چنین هیولای خارجی ، مردم درچنگال یک رژیم دیکتاتوری-مذهبی با افکار و خرافات عهد جاهلیت گرفتار گردیده اند. رژیمی که برای حفظ قدرت دین را بعنوان ابزار مشروعیت حکومت به کار گرفته است. هرگونه حرکت و نقش طبقه کارگر، زحمتکشان و آحاد مردم ایران و اراده جمعی را انکار و خفه میکند؛ مخالفین را با زندان، شکنجه و اعدام کیفر می دهد. محدود سازی زنان، اقلیت ها، سانسور و کنترل مردم بیداد میکند و با این وجود مردم تسلیم ارتجاع حاکم نشده و نخواهند شد.
در دیماه گذشته رضا پهلوی که دستورات خودرا از نتانیاهو دریافت میکند فراخوان نابخردانه ای داد که دراثر آن ده ها هزار نفر طی دو روز توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران کشته شدند. با وجودیکه قبل از این دعوت جاهلانه مبارزات مردم توانسته بود رژیم را تاحدی عقب براند و درعمل رژیم مجبور شد از اجرای قانون حجاب اجباری چشم پوشی کند، بعد از این فراخوان، رژیم تلاش دارد دست آوردهای قبلی را بازستاند.
۴۷ سال پیش رژیم جمهوری اسلامی ایران با کمک آمریکا روی کار آمد. از همان هنگام تاکنون مردم تحت فشار طاقت فرسای اقتصادی ، سرکوب خلقها، محدودسازی آزادیها، سرکوب اعتراضات، تهدید و ارعاب قرار دارند. علاوه براین مافیای حکومتی با چنگ اندازی به ارکان اقتصادی کشور باعث شده است، معیشت مردم فشرده تر شود، تورم ، بیکاری ، کمبود کالا افزایش یابد وسوء مدیریت داخلی زندگی روزمره مردم را مختل کند.
درحوزه امنیت و روانی جامعه، هیچ طبقه و قشری در امان نیست، اعدام ها، بازداشتهای بی رویه ، جو رعب و سرکوب ، محدویت رسانه ای و فقدان هرگونه تشکل مستقل مانع بازسازی جامعه و یا پاسخگو کردن رژیم می گردد. این امر باعث شده نیروی عظیمی از جوانان کشور به مهاجرت روی آورند که این کمبود به کاهش ظرفیت توسعه و پیشرفت کشور انجامیده است.
درکنار تمام مصائب یاد شده جنبش انقلابی ایران بطور دائم درگیر مبارزه ضد مداخله جویانه کشورهای امپریالیستی می باشد، چراکه طی چند دهه گذشته هربار جنبش ایران راه فراز پیمود و قوام یافت، کشورهای امپریالیستی به نیابت از سوی مردم ایران برایشان رهبرتراشی کردند. ازطریق بلندگوهای پر قدرت خود به نام «دفاع از حقوق بشر» هر حرکت آزادیخواهانه ای را که درآن نفوذ نداشته باشند بایکوت و منسوخ میکنند.
برخلاف هیاهویی که دولت آمریکا در دی ماه گذشته در باره «کمکهای در راه» برای مردم ایران براه انداخت، رئيس جمهوراین کشور با کسب اطلاع از آمادگی نسبی رژیم برای مقابله نظامی، کمکها رنگ باخت و به بهانه قول رژیم مبنی بر عدم اعدام ۸۰۰ زندانی کمکها برگشت داده شد؟! امری که هیچ فرد اندک آگاهی قبول نمی کند. این فرض بیشتر به حقیقت نزدیک است که در آن هنگام تجهیرات آمریکا برای حمله گسترده به ایران آماده نبود وچه بسا آمریکا نگران بود درجریان حمله متحمل تلفات بسیار سنگینی خواهد شد.
هفته گذشته بعد از آخرین دیدار نمایندگان رژیم و ترامپ در ژنو ابتدا گمانه زنیهای خوشبینانه ای نسبت به روند مذاکرات زده می شد، اما دیری نپائید که دوباره آوای بلند طبل جنگ بیش از پیش شنیده شد. به نظر می رسد شرایطی که آمریکا تعیین کرده است عملی نخواهد شد. چراکه ترامپ با تهدیدهای پی در پی نظامی، مذاکراتی را قبول دارد که طرف مقابل از پیش اعلام کند با تو موافقم؟ اگرجز این باشدطبق گفته ترامپ بعد از ده روز با زور اسلحه صلح را به ارمغان می آورد؟!
هرچند بعید نیست ترامپ پس از پایان دوره ده روزه اطلاعاتی دریافت کند که مثلا رژیم ایران ممکن است با استفاده از رادارهای چینی هواپیماهایشان را ساقط کند و یا موشکهای بالستیک این بار باقیمانده ساختمانهای تل آویو را ویران نماید، یا از گمرک و زیرساختهای دبی چیزی باقی نخواهد ماند؛ درآنصورت رئیس جمهورآمریکا به چند عملیات ایذایی و پاسخ محدود رژیم بسنده خواهد کرد.
از آنجا که سرکرده امپریالیستها دراین برهه نقش تاریخی و گسترش قلمرو خودرا همطراز با کشورگشایان و ویرانگران تاریخ نظیر: چنگیزخان مغول ، تیمورلنگ، اسکندر مقدونی، امپراتورهای استعمارگر اروپایی و اسلافش درنسل کشی بومیان آمریکای لاتین قرارداده، لذا در حمله به ایران بر سر دوراهی قرار گرفته است.
گزینه اول ومطلوب ترامپ
بمباران تمام مراکز نظامی، هسته ای ، اداری، کارخانجات تسلیحاتی و ساقط کردن رژیم حاکم . پس ازفروپاشی اگر اصلاح طلبان حکومتی نظیر حسن روحانی، خانواده رفسنجانی، خاتمی - موسوی درجریان جنگ معدوم شده باشند، آلترناتیو دیگری نمی ماند جز سلطنت طلبان فاشیست به رهبری رضا پهلوی تا قبل از تجزیه ایران وتشکیل اسرائیل بزرگ نقش ریاست دوران گذار را به او بسپارند.
گزینه دوم
همان چیزیست که این روزها بطور سر بسته تکرار میکند. عملیات ایذایی و بمباران محدود، چراکه میداند فراتراز این کار باید به جنگ درازمدت روی بیاورد و آمریکا نمی تواند در زمین با مردم ایران بجنگد. درآن حالت ایرانی ها از وطن اشان دفاع خواهند کرد و سربازان آمریکا بعنوان یک نیروی متجاوز انگیزه ای برای مقاومت نخواهد داشت.
از اینرو در صورت انتخاب گزینه دوم بعد از چند حمله کوچک و یا سمبلیک همان امتیازاتی را خواهد گرفت که اکنون رژیم ایران به آن تن در داده است. انتقال اورانیوم غنی شده به روسیه، غنی سازی بسیارپائین در حد نیازجهت مصرف علمی، بازدید از تمام مراکز هسته ای بطور ماهیانه، هفتگی یا حتی روزانه شامل مراکزی که قبلا بازدید از آنها منع گردیده بود. علاوه براین سرمایه گذاری آمریکا در بخش انرژی، میادین نفت وگاز، سرمایه گذاری در معادن، خرید هواپیما از آمریکا و سایر امتیازات اقتصادی . درواقع همین حالا رژیم ایران حرفی ندارد به ترامپ باج دهد و نفت ارزان در اختیارش بگذارد. با این وجود ترامپ ترجیح می دهد بعد از حمله نظامی از امتیازات پرده برداری کندتا بتواند درسطح دنیاخود را فاتح جنگ معرفی کند.
در چنین وضعیتی مردم ایران مجبورند یکصدا با اتحاد و همبستگی فقط به نیروی خود تکیه کنند. نه آمریکا و نه رژیم حاکم برایران هیچیک منافع مردم ایران را نمایندگی نمی کنند. جمهوری اسلامی ایران برای تداوم حاکمیت و بقای خود مقاومت میکند. ترامپ نیز برای گسترش قلمرو و منافع ژئوپلیتیک آمریکا به ایران لشکر کشی می نماید؛ وگرنه « دفاع از حقوق بشر» و «کمک به مردم ایران» دروغ بزرگی بیش نیست. در صورت گزینه دوم و اعلام توافق، جنجالهای غرب به نفع پیرکودک فاشیست مسلکی به اسم رضا پهلوی پایان می پذیرد، وی را به نیمکت ذخیره هدایت می کنند تادرخیزش بعدی که مردم ایران برای استقرار دمکراسی و آزادی به خیابان می آیند بازهم مورد مصرف داشته باشد.
سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲ فوریه ۲۰۲۶
| ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ۶ |
:آرشیو اخبار ومقالات اخیر
|
|
A.C.P- Postfach 12 02 06-60115 Frankfurt am Main-Germany |
![]() |
بخشی از اخبار و مقالات قدیمی
![]() |
۱ |
![]() |